تبلیغات
نفـــــــــــــس
نفـــــــــــــس
دیـــــــنگ...دیـــــــــنگ... لحظه ها میگذرد
قالب وبلاگ

دیشب از قلبم پرسیدم چه كنم وقتی دلم تنگ است و دستم كوتاه? گفت: من كارم خون رسانیه ازاین شرو ورا ازمن نپرس‎


[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 06:02 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]
عـشــــق یـعـنــــى مـــــــادر
صـبـــــر یـعـنـــى یـــــك زن
مــهــــر یـعـنــى دخـتـــر
نـــور یـعـنـــى خــواهــر
هــــر چــه هـسـتــى
عـشـــق یــا صـبــر
مـهـــر یــا نـــــور
روزت مبــــارک

[ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 11:54 ق.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]
واقعا که دستت درد نکنه! میخوام بهت زنگ بزنم تکلیف حرفی که پشت سرم زدی رو معلوم کنم حیف اون همه محبت. ستاد دلهره و اضطراب چندثانیه ای!

[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش!

چون آدمی که مثه تو ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه…


[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]
یک حقوقی وجود دارد که آدمیزاد باید نسبت به آنها پایبند باشد که یکی از این حقوق، حق برادری و خواهری است که از اهم واجبات است برای ادامه حیات در خانواده. که به چند تا از این نکات باید توجه بفرمایید:
۱- کوچک تر ها  را هم آدم حساب کنید. به گفته اغلب فلاسفه موجود دوپایی که حرف بزند و بخندد و فکر کند و به شما هم بگوید داداش یا آبجی هم آدم است و هم با شما نسبت نزدیک خانوادگی دارد. از نوع درجه یک.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

الهی تو بمیری من نمیرم....سر قبرت بیام پارتی بگیرم



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 11:52 ق.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

در این دیار ســـربی ، یک استکان، هـوا نیســــــت

درد و غم و مرض هست؛ یک جرعه ی دوا نیست


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

(سلام به شیطون بلایی که داره این متن رو میخونه یکی از دوستان مجازیمون این پیام رو واسه من فرستاده من هم میخوام جوابش رو بدم)

(سلام این پیامو امروز خوندم و بهش عمل کردم..نمیدونم راسته یانه بخونش این پیام مال من نیست ولی

بخونش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.

دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب

ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت

کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل

نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............

20 روز دیگه منتظر معجزه باش.)

(عزیزم برادر من اقا پسرا. گل دخترا

به خدا به قرآن به روح حضرت رقیه قسم

این ها رو بهایی ها میزارن تا ما ها که نمیتونیم بفرستیم یا حوصله اش رو نداریم بفرستیم

از این دین و مذهب زده بشیم

من میگم شما باور نکنید

گناهش گردن من

یا رقیّه)


[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 12:24 ق.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]
دکتر شریعتی
فقر
میخواهم  بگویم ......
فقر  همه جا سر میكشد .......


ادامه مطلب
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: Seri-bahman (36)Seri-bahman (36)Seri-bahman (36)


ادامه مطلب
[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 07:46 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

زن با عصبانیت پای تلفن : “این موقع شب کدوم گوری هستی تو؟!”

مرد : “عزیزم ، اون فروشگاه طلافروشی رو یادته که از یه انگشتر الماس  خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم، اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم…؟! “

زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : ” بله عشقم
…”

مرد : “من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم

[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 02:50 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

- الو،سلام
- سلام کجایی؟
- تو تاکسی
دارم می رم خرید
- همین الان پیاده شو!
- چرا؟ نرسیدم که هنوز!
- پیاده شو، زود باش ، بهت می گم همین حالا



ادامه مطلب
[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

شیشه ای میشکند

یکنفر میپرسد:که چرا شیشه شکست؟

یکنفر میگوید:شاید  این رفع بلاست.

دیگری میگوید:شیشه پنجره را باد شکست.

دل من سخت شکست...

اما هیچ کس هیچ نگفت...

 از خودم میپرسم ارزش قلب من از شیشه یک پنجره هم کمتر بود؟؟؟؟


[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مسئله خاصی نیست
مسئله خاص از اونجا شروع میشه که : سوسکه
ناپدید میشه… !

اونوقت قیافت میشه مثل این همش چشمت به درو دیواره


[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 02:14 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]

وضعِ نت یه جوری شده که ،
هفت هشت تا تب باز می کنی،

بعد مثل سیخای کباب هی دونه دونه ازاون اول تاآخر بهشون

سرمیزنی ببینی درچه وضعیه،
لود شده یا نه..! 



[ یکشنبه 27 فروردین 1391 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ نفــــــــــــــــس ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 26 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

لینک دوستان
موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب